اوضاع داخلی ایران و موقعیت جمهوری اسلامی
بحث تحریم ایران و نیز شایعه حمله آمریکا و احتمالا متحدینش به
ایران از ماهها قبل سر زبانهاست. هر دوره بنا به فراخور اوضاع سیاسی
دنیا و مسئله خاورمیانه این بحثها اوج میگیرد و یا افت میکند. بنظر
من اصل قضیه این است که ایران از دو طرف در کشمکش تحولات قرار گرفته
و مناسبات سیاسی داخلی و دنیا هر چه پیش میرود وزنه به ضرر سران
جمهوری اسلامی سنگین تر میشود. ابعاد این مسئله چقدر جدی یا غیر
جدی است میتواند از زاویه های مختلف مورد بحث باشد، البته بستگی
به این دارد که با چه نقطه نظری به مسئله پرداخته شود؟. بنظر من
وضعیت تعارضات داخلی در وهله اول باید مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد
زیرا تعارضات داخلی سیگنال مهمی است که حکومت در چه موقعیت داخلی
قرار دارد. یعنی با اصل اینکه مردم چقدر حاضرند به حاکمیت حکومت
مداران تن بدهند و نیز چقدر حکومت مداران میتوانند با فشار و اختناق
بر جامعه حاکمیت کنند. در عین حال بالا رفتن فشار از خارج مشتقی
است از اوضاع داخلی و هردو میتوانند همدیگر را تقویت یا ضعیف کنند.
اوضاع داخلی
رژیم جمهوری اسلامی از بدو تولدش بر دریای خون و ترور خودرا نگهداشته
است. جمهوری اسلامی در جنگی حاد برسر ماندن خود به جامعه مثل یک
گرگ زخمی چنگ و دندان نشان میدهد. ترور، آدم ربائی سازمان داده شده،
اعدام دسته جمعی در ملا عام ، سنگسار، ایجاد بیدادگاههای دوره بحران
را فعال کرده است. جمهوری اسلامی با تحمیل فقر مفرط به مردم ایران.
باعث شده که خانوادهها کودکان خردسال خودرا ببازار کار بفرستند.
هزاران دختر و زن در خرید و فروش و نیز انواع و اقسام سوء استفادهها
زندگیشان به تباهی کشیده شده. قاچاق انسان و مواد مخدر یکی از منبع
درآمد کاربدستان رژیم و سود فراوان آن به جیب دولت میرود. در جریان
جنگ ایران و عراق میلیونها انسان ناقص شده اند و میلیونها جان خودرا
از دست دادند. هنوز بارقه توحش جنگ بر چهره میلیونها ایرانی سنگینی
میکند. بانی و مسبب این همه بدبختی و اختناق و فقر رژیم جمهوری اسلامیست.
سراپای کاربدستان این ماشین جنایت از ابتدا تاکنون باید در دادگاه
مردم ایران و جهان محاکمه شوند. جمهوری اسلامی بعنوان یک حکومت هار
مذهبی منطقه و کل دنیا را در بازی خطرناک اتمی در گیر کرده و همقطار
این جنایت آمریکا و کشورهایی هستند که این ماشین جنگی را هر روز
بنوعی حدادی مینمایند. این دو قطب تروریست و جنایتکار یعنی آمریکا
و متحدینش از یک طرف جمهوری اسلامی و تروریستیهای اسلامی سیاسی از
طرف دیگر دنیا و قبل از هر چیز مزدم ایران و خاورمیانه را در یک
مرحله خطرناک و ترس قرار داده اند.
جمهوری تروریسم اسلامی ایران با ایجاد گروههای مزدور در عراق،
افغانستان، پاکستان، فلسطین و لبنان تلاش میکند تا جائی که تیغش
میبرد جامعه را در یک جنگ خانمان برانداز در گیر کند. درست مثل اینکه
همگی جناتیکاران تاریخ و تجربیاتشان را بکار گرفته تا از این مخمصه
سرنگونیش جان بدر برد. گوئی جمهوری اسلامی ماموریت دارد تا عصاره
سبعیت تاریخی طبقه بورژوا و دستگاه مذهب را به یکباره بکار گیرد
تا از این جدال سرنگونی خود خلاصی یابد. این دست و پا زدن بیان واقعیت
یک تحول بزرگ در جامعه و سطح بین المللی خواهد بود که انسانهای کمونیست
و آزادی خواه بارها در مورد آن سخن گفته اند. تشدید جدال درونی رژیم
و حمله به مردم، انعکاس گسترش جدال مردم با کل حکومت اسلامی است.
درست مصداق این مثل "وقتی گاری به سربالایی میرسد، اسبها همدیگر
را گاز میگیرند" احمدی نژاد شعار قلع و قمع دانشجویان معترض
را میدهد و رفسنجانی خواستار آزادی در دانشگاههاست. این دور تسل
سلی است که در هر دور شدیدتر و لاجرم خرد کننده تر خود را عریان
میکند. رژیم جمهوری اسلامی دستگیریهای وسیعی را در شهرها از میان
دانشجویان، روزنامه نگاران و زنان، فعالین سیاسی و حقوق مدنی و کارگران
معترض سازمان داده اند. اعدامهای سیاسی تدریجا در کنار اعدام های
گروهی "ارازل و اوباش" راه افتاده است. رژیم اسلامی وعده
سرکوب خشن تر و فضای میلیتاریزه کردن در دانشگاهها و محل کار در
دستور گذاشته است. در این اوضاع اپوزیسیون داخلی رژیم مثل رفسنجانی
و گروههای ملی مذهبی دارند برای "خشونت مردم" روضه میخواند
و نگرانی شان از انفجار اجتماعی علیه فقر و اختناق را با غرولند
بیان میکنند. گاری حکومت اسلامی به سربالایی رسیده هاشمی رفسنجانی
و احمدی نژاد بهمدیگر چنگ و دندان نشان میدهند. قاضی روحانی بعنوان
به اصطلاح بیطرف میگوید باید قانون رعایت شود. مسخره است و گاها
کمیک که جنایتکاری مثل دستگاه حکومت اسلامی درش از قانون اسم برده
میشود ؟؟!!
اوضاع اقتصادی جامعه بحران زده و نا بسامان است. اگر در دهه قبل
رژیم میتوانست با پول نفت وضعیت اقتصادی را سامان دهد اکنون این
امکان هم مورد مناقشه زیاد و نیز خود نفت و فروش آن به سیر نزولی
خود ادامه میدهد. طرح های اقتصادی و نیز تلاش برای کم کردن بیکاری
در جامعه به شکست کشیده شده. گرانی و بیکاری باعث انواع و اقسام
مشکلات اجتماعی شده است. مسئله بیکاری، اعتیاد، تجاوز به ابتدایی
ترین حقوق انسانی انسانها به امری عادی و روز مره در جامعه ایران
تبدیل شده و هر روز هم خشن تر و ضد بشری تر میشود. در مقابل آن تعرض
هر روزه مردم و اعتراضات کارگران، دانشجویان و مردان و زنان آزاده
به قوانین غیر انسانی کار، اعتراض به نقض آزادیهای فردی و اجتماعی
در جامعه و دانشگاه، اعتراض به نبودن تشکلهای مستقل کارگری و آزادی
بیان همه و همه جوی ازمبارزه جویی را در جامعه دامن زده است. دانشجویان
خودرا برای 16 آذر آماده میکنند و به گزارش "سلام دمکرات"
بیست هزار نفر کارگر تجمع اعتراضی در اعتراض به بیحقوقی، گرسنگی
و بیکاری خود راه انداخته اند. شعار این تجمع به نوشته سلام دمکرات
" وزیر بی لیاقت اخراج باید گردد، قرارداد موقت ملغی باید گردد"،
"فلسطین را رها کن، رحمی به حال ما کن"، "وزیر بی
لیاقت، استعفا،استعفا" و همچنین روی پلاکاردها خوانده می شود:
"به چه جرمی خانواده های ما گرسنه اند؟"، "گرسنگی
تا به کی؟"
موقعیت جمهوری اسلامی
جمهوری اسلامی با مسئله انرژی اتمی نبود که مورد بحث جامعه متمدن
دنیا قرار گرفت. بلکه با برخورد غیر انسانی و وحشیانه به حقوق انسانها
در دنیا بعنوان یک رزیم هار قرون وسطی و مذهبی شناخته شد.افکار عمومی
مردم متمدن دنیا از زمان سرکار آمدن جمهوری اسلامی با مخالفتهای
خود با حضور جمهوری اسلامی در جامعه بین المللی نشان دادند که جمهوری
اسلامی هیچ نماینده مردم ایران نیست بلکه حکومتی عقب افتاده و ضد
بشری است. در همین رابطه در طول بیش از دم دهه صدها بار سازمان دفاع
از حقوق بشر جمهوری اسلامی را محکوم کرده و تلاش نموده که قطعنامه
علیه جمهوری اسلامی صادر شود. دنیا میداند که حکومت مذهبی جمهوری
اسلامی هیچکدام از موازین انسانی را برسمیت نمیشناسد. از زمان صدور
حکم و فتوای سلمان رشدی جمهوری اسلامی به هر اصل انسانی دفاع از
آزادی انسان است پشت کرده و تلاش مینماید با ایجاد رعب و وحشت افکار
آزادیخواهانه مردم دنیا را مرعوب خود کند. بارها شاهد بودیم که جمهوری
اسلامی مورد سرزنش و توبیخ مردم آزادیخواه دنیا و سازمانهای بین
المللی قرار گرفته است. جمهوری اسلامی بعنوان یک حکومت غیر انسانی
و با وجود فضای سیاسی نظم نوین جهانی توانسته تا کنون به حیات خود
ادامه دهد و حتی با همین وضع میتواند از شکافهای موجودی که بین دولتها
در دنیا وجود دارد گاها خودرا نگهدارد. بدلیل اینکه خود حکومتهای
امروز حاکم در دنیا علیرغم نظرات مردم کشورهای خود کار میکنند. منافع
سرمایه در این کشورها اجازه نمیدهد که کشورهای غربی و آمریکا و متحدانش
جمهوری اسلامی ایران را ایزوله نمایند. و دست از حمایتهای مالی و
اقتصادی خود از ایران بر نداشته اند و نمیدارند.
اما امروز با توجه به فضای سیاسی جمهوری اسلامی در جامعه بین المللی
ایجاد کرده، مثل تقویت گروههای تروریستی در خاورمیانه و در دنیا،
مسئله ایجاد پایگاههای اتمی نشان میدهد که دولتهای غربی دارند برای
مطیع کردن ایران جنگی خانمان برانداز را بر مردم ایران تحمیل میکنند.
برای ریشه یابی این موقعیت لازم است به فاکتورهایی اشاره کنم که
هر کس در طول قریب به سی سال گذشته شاهدش بوده. همه میدانند جمهوری
اسلامی ایران، حکومت طالبان و شبکه های تروریستی اسلامی نتیجه ما
به ازائ برخورد و سیاست غیر انسانی آمریکا و کشوئرهای غربی در قبال
حرکت آزادیخواهانه مردم آزادیخواه ایران و دیگر مردم آزادیخواه در
منطقه بود. کنفرانس گووادلوپ جمهوری اسلامی را سرکار آورد. اول کمک
کردند که جمهوری اسلامی تمامی آزادیخواهان و معترضین به قوانین قرون
وسطی اسلامی و استثمار سرمایه داری را قلع و قمع کند. همه کشورهای
غربی و آمریکا شاهد اند که حمام خون سالهای 1360 و 1367 در زندانهای
ایران، اعدام و ترور فعالین سیاسی در خارج کشور ایران همه و همه
جلو چشم رهبران تراز اول دنیای سرمایه داری راه افتاد.
همه میدانند که خانواده ای در ایران وجود ندارد که مهر ترور و تجاوز
جمهوری اسلامی را بر پیشانی و زندگی خود حسن نکند. میلیونها ایرانی
تبعیدی در اروپا و آمریکا و کانادا شاهدان زنده تاریخ خون بار مردم
ایران بدست جمهوری اسلامی هستند. اگر این رهبران تراز اول آمریکا،
کانادا و کشورهای اروپایی وقعی برای گزارشهای سازمان دفاع از حقوق
بشر قائل بودند میتوانستند از همان ابتدا جمهوری اسلامی را از جامعه
بین المللی ترد کنند. اما منافع سرمایه ایجاد میکرد و میکند که براین
واقعیات چشم بپوشند و یا خودرا به نفهمی بزنند. معاملات کوچک و بزرگ
دولتهای غربی و دلالان آمریکایی با ایران، ایران را صاحب انرژی اتمی
کرده است. جمهوری اسلامی بکمک معاملات بزرگ و کلان غربی ها و کانادا
و آمریکا ایران رابه مرکز پرورش و تقویت تروریسم اسلامی و به مرکز
انرژی اتمی تبدیل نموده اند.
حال امروز این رهبران آمریکایی و کانادایی و اروپایی که جمهوری
اسلامی را بر مردم ایران حاکم کردند و چهره کریه خمینی را در ماه
انداختند، تصمصیم گرفته اند که با حمله به ایران تاوان نفهمی ها
و جنایتهای خود و جمهوری اسلامی را از مردم ایران بگیرند. دوباره
مردم آزادیخواه ایران است که تاوان جنایتکاری های جمهوری اسلامی
و شرکایش را بدهد. حمله به ایران در دستور روز آمریکا ست. اگر از
مکالمات و نوشته های دیپلماسی بگذریم. اگر از پز های سیاسی و معاملات
پشت پرده بگذریم واقعیت امر این است که مردم آزادیخواه ایران در
یک مقطع حساس تاریخی قرار گرفته اند. برای اینکه این مسئله را بیشتر
بشکافم لازم است به چند فاکتور جدی اشاره نمایم.
فاکتورهای جدی امروز
1 حرکت اعتراضی در جامعه رو به رشد و گسترش است. جنبش آزادیخواهی
هر روز بنوعی حاکمین جنایتکار اسلامی در ایران را به مصاف میطلبد.
زنان و مردان آزاده حاضر به سکوت در مقابل حاکمیت جمهوری اسلامی
نیستند. همچنانکه در بالا اشاره کردم همین امروز بیش از بیست هزار
کارگر از سراسر ایران در تهران جمع شده اند در اعتراض به قوانین
بردگی کار و بیکاری و گرسنگی خود و خانواده هایشان. در چند هفته
پیش اعتراضات کارگری(نیشکر هفت تپه، کارگران در اهواز،کارگران ساختمانی
و نقاشان ساختمانی، زندانی کردن رهبران کارگری محمود صالحی و منصور
اسانلو و اعتراضات وسیع در دفاع از آنها، مبارزات دانشجوی و هو کردن
احمدی نژاد در دانشگاهها و....) مبارزات زنان برای لغو قوانین غیر
انسانی اسلامی در ایران، مبارزه علیه اعدام، سنگسار و مبرزه علیه
آپارتاید جنسی در ایران. همه و همه جامعه را در تب و تاب یک تنش
شدید اجتماعی علیه حاکمیت موجود قرار داده است. مضاف بر اینها تشتت
و جنگ زرگری در درون حکومت و دستگاه قضایی و اجرایی براه افتاده
است که خود نمونه بارزی از رشد مبارزات مردم علیه جمهوری اسلامی
است.
2 وضعیت اقتصادی و تحمیل فقر مفرط بر جامعه. ایجاد بازار سیاه برای
مایحتاج مردم و تاراج سفره خانه های مردم بطوری که تمام اعضا یک
خانواده از فرط فقر دست به خودکشی میزنند. بیکاری و ایجاد فضای بردگی
بر کارگران و نیروی فعال جامعه. از طرفی دیگر هر کدام از رهبران
جمهوری اسلامی میلیارده توان را در بانکهای اروپایی و کانادایی پس
انداز کرده اند. برای تداوم این وضعیت فضای ترور و اختناق را بر
جامعه حاکم کردن از طرفی و تحمیل فقر از طرف دیگر پشتوانه تحمیل
بیحقوقی شدید بر مردم جامعه است. هر کس و هر منبع خبری بفراخور حال
خود سند کم ندارد. طبق گزارش مرکز آمار ایران تا کنون در سال 1386میزان
بیکاری جوانان 15 تا 24 ساله برای پسران و مردان جوان 19.5 درصد
و برای دختران و زنان جوان 29.3 درصد اعلام شده است. همین مرکز میزان
بیکاری جوانان در شهرها بالاتر از بیکاری جوانان در روستا است و
میزان آن در شهرها 28.4 درصد و در روستاها 11.1 در صد میباشد. اماداین
آمار فقط در مورد کسانی است که کمتر در بازار کار فعال هستند. مثلا
یک 15 ساله چه رن یا مرد دربسیاری موارد مشغول تحصیل اند. پس نباید
تعداد زیادی آماده برای بازار کار باشند. و این طبق نظر کارشناسان
آمار درستی نیست. درحالی که نیروی کار جوان جامعه بیشتر بین 24 تا
35 است . بر طبق نظر کارشناسان آمار بیکاری در بین نیروی کار ایران
بیش از 4 میلیون نفر است در حالی که آمارهای رسمی بین 3 تا 3،5 میلیون
نفر را تخمین میزنند. آمارهای مراکز رسمی دولتی از قبیل بانک مرکزی
و مرکز آمار ایران یک سنجش را نشان نمیدهند و هر کدام روش خودرا
برای آمارگیری بکار میبرند. با این حساب در ایران همیشه باید آمار
های رسمی و دولتی را با علامت سوال نگاه کرد. ایران در حال حاضر
9 پروژه بکمک بانک جهانی به مقدار یک میلیارد و 350 میلیون دلار
در دست اجرا دارد. اما یک میلیارد جدید درخواست ایران از بانک جهانی
قرار است برای تداوم بهداشت در سطح کشور بکار رود. طبق گزارش سازمان
تجارت و توسعه سازمان ملل متحد موسوم به "آنکتاد" ایران
در میان 123 کشور مورد بررسی این سازمان در ردیف 93 قرار دارد. این
بررسی برپایه دستاورد های بازرگانی خارجی و توسعه آنها طبقه بندی
شده است. نرخ تورم در ایران در تابستان 1386 به بالای 15 و هشت دهم
در صد افزایش یافته است. بقول مجله والستریت ژورنال در آمریکا؛ "مهوری
اسلامی ایران در راه یک خودکشی اقتصادی قرار داده است"
در این شرایط جمهوری اسلامی سفارش ماشین اسلامی به شرکت پرتون مالزی
داده، ین ماشین در هر کجا باشی قبله را بهت نشان میدهد و در این
ماشین جای مخصوص برای نگهداری قرآن تعبیه میشود. همچنین جمهوری اسلامی
در حال مذاکره با روسیه در مورد خرید 30 هواپیمای توپولوف است که
روسیه با خرید پنج عدد از آن موافقت کرده است.
3 ایران، کره شمالی و برمه بخاطر نقض حقوق بشردرقطعنامه اخیر سازمان
ملل محکوم شدند. بنا بر گزارش بی بی سی " سند مربوط به ایران
با 72 رای مثبت در برابر 50 رای منفی و 55 رای ممتنع در کمیته حقوق
بشر سازمان ملل به تصویب رسید." البته این اولین بار نیست که
جمهوری اسلامی محکوم میشود بلکه این بار صدو چندمین است.
از نظر اقتصاد جهانی کشور ایران در فشار و تا اندازه ای مضیقه قرار
گرفته است و همین خود برزندگی مردم و نیز ایجاد نا امنی اقتصادی
اضافه کرده است. کشورهای اروپایی در تلاش اند که در کنار آمریکا
قطعنامه تحریم های بیشتر اقتصادی را بر ایران تحمیل کنند. گزارش
مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی خبر از افشای فعالیتهای غیر
صلح آمیز برنامه اتمی ایران میدهد. فرانسه و انگلستان و آلمان خواستار
تحریمهای بیشتری هستند اما چین و روسیه فعلا فعالانه در این تحریم
نمیخواهند شرکت کنند. هر چند قبلا اعلام کرده بودند که در جلسه سران
کشورهای 5 و 1 شرکت نمیکنند اما حال منصرف شده اند و میخواهند شرکت
کنند تا علیه ایران به قطعنامه رای مثبت بدهند. مسئله تروریسم و
کمک جمهوری اسلامی به گروههای تروریستی در دنیا یکی دیگر از مسائلی
است که جامعه بین المللی را میتواند علیه ایران متحد نماید و فشار
را بر ایران جمهوری اسلامی بیشتر کند.
سران جمهوری اسلامی که هم از داخل و هم از نظر اقتصادی چه در سطح
بین المللی و چه در سطح داخلی تحت فشار هستند میخواهند با شدید تر
کردن فضای ترور و وحشت مردم را مرعوب کنند. اعدامهای اخیر در ملاء
عام فشار بیشتر بر آزادیهای فردی و اجتماعی در جامعه، تحت تعقیب
قرار دادن وسیع دانشجویان و فعالین کارگری همه و همه جمهوری اسلامی
را در یک موقعیت استسنایی قرار داده است. اما آنچه که محرز است این
است که مسئله جنگ و حمله به ایران یکی از درد آور ترین مسئله است.
باید همه اسنهای آزادیخواه در سراسر دنیا بدان بیاندیشند. چون مسله
سناریوی سیاهی است که علیه مردم ایران و نابود کردن شیرازه تمدن
در جامعه ایران است که در بحث آینده مفصل بدان خواهم پرداخت.
ادامه دارد ...