آرى منصور حکمت در مقابل نظم نوین ایستاد در زمانی که اکثر تشکلهايى
که خود را کمونيست و يا مارکسيست ميخواندند چه در ايران چه در ديگر
نقاط دنيا اسم خودرا عوض کردند و خودرا دمکرات يا ليبرال ناميدند.
منصور حکمت به انسان هويت واقعى خودرا داد. او نويد بخش آسايش و
رفاه است، برابرى و حرمت انسان را زنده کرد و با تمام توان با نوشته,
با سخنرانيهايش شجاعانه از برابرى انسانها دفاع ميکرد. تنها کسى
است که تاکنون صريح و روشن بارها و بارها در مورد لغو اعدام با جزئيات
نوشته و صحبت کرده. تنها رهبر مارکسيستى عصر حاضر است که در باره
کورتاژ و برابرى زن و مرد در حرف و در عمل تلاش نمود و ایده های
انسانیش را چراغ راهنمای میلیونها زدن و مرد برابری طلب کرد. رهايى
طبقه کارگر را بر هرگونه افکار پوسيده مائويى ويا رياکارانه بلوک
شرق و مالیخولیاهای چپ سنتی ترجيح داده، مارکس را از زير آوار نظرات
غير کمونيستى بيرون آورد. در ادامه پويايى نظرات خود اجازه نداد
که مقررات تشکيلاتى جلو صلابت نظرش را بگيرد. وقتى متوجه شد که ناسيوناليسم
و تشکيلات چيگرى در حزب کمونيست ايران منافع کارگرى را لگدمال ميکنند.
فراکسيون کمونيسم کارگرى را در درون حزب کمونيست سازمان داد. در
مقابل عربده کشى هاى بوش ايستاد، در مقابل هجوم وحشيانه سرمايه به
مارکس ايستاد (زيرا فروپاشى ديوار برلين بهانه تازه اى شد که سرمايه
دوباره به کمونيسم بتازد) منصور حکمت در اولين کنفرانس کادرهاى کمونيسم
کارگرى در تابستان سال 1990 با صداى رسا گفت؛ (رفقا ما بايد مارکس
را از زيرآوار سرمايه دارى دولتى بدر آوريم. مارکس را بايد زنده
کرد. سرمايه هيچ رفاه و آسايشى براى بشريت بوجود نياورده و بوجود
نخواهد آورد) او اعلام کرد مارکس مظهر عدالت اجتماعيست. برابرى زن
و مرد، رفاه و آسايش ، آزادى هاى فردى و اجتماعى تنها با مارکس ميسر
است . اين را بايد به همه گفت و مارکسيسم دروغين را بايد افشا و
رسوا کرد. منصور حکمت نويد طبقه محروم جامعه شده. مارکسيسم بورژوایی،
چپ سنتی، تشکلهاى غير مارکسيستى که خودرا مارکسيست ميخواندند به
نقد کشيده و راه درست را در پيش پاى کمونيستها گذاشته است.
راستى اگر منصور حکمت نبود؟
مارکسيسم شفافيت امروزه خودرا نمى يافت. هزاران کمونيست راه اصلى
خودرا در ايران و بخشا در جهان نميافتند. کسى نبود مثل منصور حکمت
جسور و شفاف از حرمت انسان، از رفاه و آسايش انسان به اين روشنى
صحبت کند. کسى نبود که در مقابل عربده کشى هاى سرمايه اينجورى به
ايستد و مارکس را دوباره به خيابانها بياورد. راستى اگر افکار روشن
و انسانى او نبود چه کسى در فکر پناهندگان, زنان و کودکان بود؟ چه
کسى در مورد لغو حکم محکومينى که منتظر چوبه دارند سخن ميگفت؟
راستى اگر منصور حکمت نبود؟ بنظرم دنيا سياه تر بود، مبارزه جدى
در مقابل سرمايه نميشد، مارکس در کتابخانه ها خاک ميخورد. آرى منصور
حکمت مارکس را بخيابان ها بر گرداند.
در پنجمین سالگرد مرگ نا بهنگامش بدينوسيله مراتب همدردى خودرا
با شما رفیق عزیز آذر ماجدى و بستگان منصور حکمت عزيز و همه کارگران
مبارز، انسانهای آزاده و برابری طلب ابراز میدارم. با این امید که
دوباره حرمت و کرامت انسان در صدر برنامه احزاب قرار گیرد و به این
امید که خرده بورژوایی و مارکسیسم دروغینش هر چه بیشتر افشا شوند
تا شفافیت کمونیسم کارگری منصورحکمت زیر آوار چپ سنتی گم نشود.
زنده باد کمونیسم کارگری
زنده باد منصور حکمت
اسماعیل مولودی
25 جون 2007