خانه چاپ مطلب تماس Back بازگشت
مذهب امر خصوصی افراد است، دست مذهب از حقوق کودکان کوتاه !
21-Dec-2006
اسماعیل مولودی

سخنرانی اسماعیل مولودی در جمع کارمندان کمون شهر گوتنبرگ در مورد مذهب و حقوق کودکان و نقش مدارس مذهبی

با تشکر از اينکه اين وقت را بمن داديد که در حضورتان باشم و در مورد مسًله مهمى صحبت کنم که به همه ما مربوط است بخصوص به بچه هاى ما که سرمايه جامعه بشرى هستند. من اسماعيل مولودى ، دبیر اتحادیه کارمندان در غرب سوئد، عضو سازمان نجات کودک و فعال در عرضه مبارزه علیه قتلهای ناموسی

.ميخواهم در مورد مذهب و رابطه اش با حقوق کودکان صحبت کنم. مذهب چه مناسباتى در خانواده بوجود ميآورد که بر دنياى کودکان تاثير ميگذارد. ابتدا بايد بدانيم کودک کيست و در ادبيات مرسوم به چه کسى ميگويند کودک. پدرى مسن فرزند ٤٠ ساله اش را بچه اش ميداند و ميگويد بچه ام. مادرى جوان به بچه شير خوارش ميگويد بچه ام. اما آنچه که مرسوم است بچه به پسر يا دخترى ميگويند که از پدر و مادرى بدنيا آمده است. ولى بطور معمول و رسمى به کودکانی که عمرشان کمتر از ١٨ سال است بچه ميگويند. کنوانسيون حقوق کودکان کسانى که زير ١٨ سال هستند را بچه به حساب ميآورد. يعنى بزرگ کسى است که‌ از مرز ١٨ سال گذشته و جامعه او را بعنوان بزرگ برسميت ميشناسد. سعى ميکنم که از زاويه منافع کودکان به مسائلى که در دور و بر زندگى کودکان ميگذرد به مذهب، آداب ورسوم ، فرهنگ و مسائل اجتماعى نگاه کنم. در همين رابطه است که مذهب به عنوان فاکتورى جدى در زندگى بچه ها و در مناسبات خانوادگى نقش پيدا ميکند. اين را بگويم حقوق کودکان و برخورد به زندگى روزانه کودکان معيار پيشرفت و ترقى هر جامعه اى است که یک متفکر عصر حاضر منصور حکمت (1951/2002 )بدرستى در اين مورد نوشته است.

فرهنگ و آداب ورسوم گروه هاى قومى مختلف همگى جالب نيستند. مثلا در فرهنگى که کتک زدن به کودکان بعنوان تربيت کودک قلمداد ميشود و يا تبعيضات جنسى تقديس ميشود. اينک بزرگسالان حق بخود ميدهند که به کودکان امر نهى کنند. گذشته از اينکه جالب نيست بلکه بايد عليه اش مبارزه کرد. مذهب بعنوان جريانى ارتجاعى که حافظ منافع کهن است کودکان را ملک تلق والدين ميداند. کودکان سهل است بلکه هر انسانى طبق نظر مذهب حق ندارد در سرنوشت خود دخالت داشته باشد. آدمها حق ندارند به سرنوشت خود فکر کنند زير کسى در ماوراه آنها سرنوشت انسانها را رقم ميزند و اين ازلى و ابدى است. در اين سيستم فکرى انسانها فقط فرمان بردارند ، حال وضعيت کودکان و حقوق آنها ديگر قابل بحث نيست. بچه ملک تلق والدين است و در بين والدين هم مرد خانه ولى نعمت و همه کاره نه تنها بچه ها بلکه زن هم ملک اوست. به يک معنا خدا هم مرد است. اين خصوصيت همه مذاهب است. کسانى که به جنگهاى صليبى ميرفتند شورت آهنى به پاى زنانشان ميکردند. طرفداران مذهب يهوا ويتنه که مسيح را فرزند خدا ميدانند اجازه نميدهند بچه هايشان در جشن تولد همکلاسى هايشان شرکت کنند. زيرا طبق نظر آنها فقط عيسى تولدش را بايد جشن گرفت. در سوئد تا قبل از سال ١٩٨٢ اين فرقه مذهبى اجازه نميدادند که خون بچه هارا که بعلت مريضى بايد عوض ميکردند عوض کنند. زيرا از نظر آنها وجود شخص کثيف ميشود و پاکى مسيح را از دست ميدهند. در اين مورد قانون وضع شد و دست مذهب را از زندگى کودکان در اين مورد کوتاه کرد.

بنابراين مذاهب در جوامع مختلف جايگاه هاى مختلفى دارند. در اروپا به يمن مبارزات آزاديخواهانه کارگران و مردم آزاده حداقل معيار هاى انسانى براى کودکان برسميت شناخته شده است. مذهب و دم و دستگاه مذهبى تا اندازه اى به حاشيه جامعه رانده شده. اما در جا هاى ديگر وضع فرق ميکند. مثلا در خاور ميانه و کشور هاى اسلام زده که مذهب حکومت ميکند حقوق کودکان سهل است بلکه اصلا انسانيت معنى ندارد. کشور اسلامى مثل ايران اعلام ميکند که قوانين بين المللى را برسميت نميشناسد زيرا اسلام ارزيابى و ارزش گذارى خودرا از همه چيز دارد که مغاير با قوانين رسمى دنياى متمدن ميباشد. بزندگى کودکان در کشور هاى اسلامى نگاه کنيد، دختربچه ٩ ساله شوهر داده ميشود، تن فروشى و پدوفيلى رسمى و آشکار است. ختنه کردن دختران و پسران، کتک زدن بعنوان تربيت کودکان امرى رايج و روزمره است. در کشور هاى اسلامى فرهنگ ارتجاعى و مذهب دست در دست هم حاکميت ميکنند. بعضى از آکادميسن هاى ابله غربى ميگويند مردم خود ميخواهند اينجورى زندگى کنند. ميگويند مردم خود ميخواهند حجاب سر کنند, آزادى مذهب را بايد برسميت شناخت , پدر و مادر حق دارند بچه شان را با فرهنگ خود تربيت کنند. من ميگويم نه, بلکه دم و دستگاه قرون وسطى و فرهنگ ارتجاعى با زور سرنيز اينها را به مردم تحميل کرده اند. به اين عکس نگاه کنيد اين نشان ميدهد که دختر بچه پروتستان از جلو صف کاتوليک ها دارد به مدرسه ميرود و کاتوليکها به او تف مياندازند. وحشت و ترس کودک ٧ ساله که بزور والدينش به مدرسه مذهبى هدايت ميشود را خوب ببينيد تا به عمق غير انسانى بودن مذاهب آگاه شويد.به مدارس مذهبى در سوئد نگاه کنيد. حتما همه فیلم مستند، خشونت در مدارس را از تلویزیون دیده اید. این فیلم مستند در تلویزیون سوئد کانال 2 در 8 مای 2003 پخش شد. این فیلم نمونه بارز بیحقوقی کودکان در مدارس مذهبی را بنمایش گذاشت.

مدرسه بايد جاى آموختن علم و دستاوردهاى بشر مدرن باشد. بايد دنياى زنده و پوياى کودک را پرورش دهد. مدرسه بايد در دنياى تازه را بروى کودکان باز کند، ولى در مدرسه ليوت اورد اپسالا دختران حق ندارند دامن کوتاه بپوشند. در مدرسه اسلامى وستروس دختران و پسران حق ندارند با هم بازى کنند و در کلاس کنار هم بشينند. در مدرسه سوفيا در اوره برو تمام تحقيقات و دستاورد هاى علمى بشر را رنگ مذهبى و الهى ميگيرد. آرى در اروپاى متمدن تحت نام نسبيت فرهنگى اجازه ميدهند که مذهب و قوانين مذهبى بر زندگى کودکان در بعضى از خانواده هاى مهاجر حاکم شود. ختنه کردن کودکان يکى ديگر از جنايات مذهب عليه ارزشهاى انسانى و حقوق کودکان است. به اين تصاوير نگاه کنيد. نشان ميدهند چطور کودک پسر بچه سال ٨ ماهه از ختنه کردن زجر ميبرد. من در دناظره تلويزيونى ٢٠ نوامبر ٢٠٠٠ در مقابل مذهبيون اعلام کردم مذهب مانع آسايش انسانها از بزرگ و کوچک است. مذهب شادى و دنياى بچه ها را برسميت نمشناسد چطور حقوق انها را قبول ميکند. تحت نام آزادى مذهب و فرهنگ، ابتدايى‌ ترين حقوق انسانها پايمال ميشود.

تعجب نکنيد که در چند سال پيش امام هاى مسلمان تلاش ميکردند که قوانين اسلامى را به قانون سوئد اضافه کنند. بنا براين و طبق فاکتهاى مشخص که هر کدام از ما در زندگى روزانه خود نمونه اش را کم نداريم نشان ميدهد که آسايش و آزادى کودکان مغاير با مذهب و ديدگاههاى مذهبيون است. در تفکرى که انسانها نميتوانند بر سرنوشت خود حاکم شوند، در تفکرى که همه چيز انسان از طرف يک نيروى ماورا طبيعه کنترل و هدايت ميشود و دخالت انسان در سرنوشت خودرا برسميت نمشناسد بايد از زندگى کودکان بدور باشد. کنوانسيون حقوق کودکان بدرستى اشاره ميکند,,، هر فرهنگ و مذهبى که سلامتى جسمى و روحى کودکان را آزار ميدهد بايد با هاش مبارزه شود و اين امر دولتهاى عضو کنوانسيون حقوق کودکان است. بند ١٩ و ٢٤ کنوانسيون حقوق کودکان. وظيفه ماست که عليه قوانين مذهبى و عليه مذهب در کل مبارزه کنيم. جامعه بايد آسايش و رفاه کودکان را تامين کند. کودکان خود قدرت مبارزه را ندارند و بدليل عشق و علاقه کودکى، ناتوانى در تشخيص راست و غلط بخصوص در سنين کودکى. کودک را دجبور ميکند مطيع والدينش باشد. کودک نميتواند در مقابل خواستهاى ارتجاعى والدين و اطرافيان خود قرار گيرد. وظيفه جامعه و حکومت مداران است که دفاع از حقوق کودکان را بر عهده بگيرند. قوانين کنوانسيون حقوق کودکان بدون در نطر گرفتن هر ملاحظه فرهنگى و مذهبى بايد، بى چون و چرا اجرا شوند.دست مذهب از زندگى کودکان کوتاه . مدارس مذهبى بايد تعطيل شوند. حجاب براى کودکان بايد ممنوع شود. ختنه کردن کودکان پسر کمتر از ١٦ سال بايد ممنوع شود.

متشکر از وقتى که بمن داديد. بعد از استراحت به سوالها جواب خواهم داد.
21 دسامبر 2006
گوتنبرگ

صفحه نخست | آرشیو | سایتهای دیگر | درباره من | تماس
E mail : Info@moloudi.se