خانه چاپ مطلب تماس Back بازگشت
چرا از حزب کمونیست کارگری ایران فاصله میگیرم؟
29-Nov-2006
اسماعیل مولودی
چرا از حزب کمونیست کارگری ایران فاصله میگیرم؟

اسماعیل مولودی
esmail-m@hotmail.com

رونوشت؛ سازمانهای سیاسی، تشکلهای کارگری و همه هواداران منصور حکمت!

مبارزه طبقاتی جدی تر از آن است که بخاطر موقعیت تشکیلاتی از بیان واقعیات چشم پوشی کرد. بخشی از رهبری حزب سرانجام کودتای خود علیه منصور حکمت را با سازمان دادن توطئه و دسته بازی از پلنوم 25 در آوریل 2006 سرانجام در7 اکتبر در پلنوم 26 بنمایش گذاشت.

بعد از پلنوم 26 از آنجا که کادرها و اعضا این حزب از واقعه پلنوم شوکه شده بودند، گیج و مبهوت به صحنه سیاسی حزب نگاه میکردند و خودرا در خلوت خود زندانی کردند، یک نفر "بنام نوید بشارت" حال هر کس که هست، عضو است یا کادر و یا بقول رهبری عامل پلیس است یا نفوذی، نامه هایی نوشت و حزب را بکلی به درد سر انداخته است.
با بیرون آمدن این اطلاعات بخشی از رهبری حزب دست و پای خودرا گم کرد. دنبال کسی میگشتند، چند نفر مورد اتهام قرار گرفتند. سر آخر گفتند که؛ نامه ها از آی پی من پخش میشود. بمحض اینکه از طریق رفقا متوجه شدم کامپیو ترم را به کسانی دادم که رد فایلها را پیداکنند. در نتیجه کشف شد که از فوریه 2006 بارها از کامپیوتر من سرقت شده و اسناد و نوشته های من مورد دستبرد قرار گرفته است.

اطلاعات بدست آمده من حکایت از این دارد که چهار بار مختلف از 11 اوت تا 20 اکتبر تمام اطلاعات و مدارک علنی و غیر علنی من را از کامپیوترم دزدیده اند. در هر صورت طی ماهای گذشته بیشترین مزاحمتها را برای کامپیوتر من بوجود آورده اند. بطوری که زمانی هم بنام من و همسرم دهها میل برای دیگران ارسال شده است.

در تاریخ 20 اکتبر نامه ای از تشکیلات با این توضیح دریافت کردم، که در ظرف 48 ساعت با تشکیلات تماس بگیرم. من بلافاصله جواب دادم و آمادگی خودرا برای جلسه اعلام کردم. در تاریخ 26 اکتبر رفیق رئیس هیئت دبیران برایم نامه ای نوشت و حکم داد که من نوید بشارت هستم و آنها جلسه میگیرند و با این مضمون من را تهدید کرد.

(به رفیق اسماعیل مولودی
موضوع: نوید بشارت

قبلا در نامه مورخ ٢٠ اکتبر ٢٠٠٦ شما را در جریان گذاشتیم که اطلاعات ما نشان میدهد که نویسنده نامه های با امضای "نوید بشارت" و "سعید دوستدار حزب" شما میباشید. در پاسخ به این نامه، شما این نظر را رد کرده اید. از شما تقاضا میکنیم برای شنیدن توضیحات بیشتر در این زمینه در جلسه ای پالتاکی با حضور حمید تقوائی و دو نفر از اعضای هیئت دبیران شرکت کنید. این جلسه برای شما نیز فرصتی است تا توضیحات خود را به این هیئت ارائه دهید.

شما ملزم به شرکت در این جلسه نیستید و شرکت یا عدم شرکت در این جلسه بنا به تصمیم شما است.

با توجه به این توضیحات، چنانچه مایل به شرکت در این جلسه هستید اطلاع دهید تا در اسرع وقت جلسه را برگزار کنیم.

با تشکر، اصغر کریمی
رئیس هیئت دبیران حزب
٢٦ اکتبر ٢٠٠٦

به این دو خط خوب نگاه کنید و قضاوت کنید!
(قبلا در نامه مورخ ٢٠ اکتبر ٢٠٠٦ شما را در جریان گذاشتیم که اطلاعات ما نشان میدهد که نویسنده نامه های با امضای "نوید بشارت" و "سعید دوستدار حزب" شما میباشید
شما ملزم به شرکت در این جلسه نیستید و شرکت یا عدم شرکت در این جلسه بنا به تصمیم شما است.)

در عالم سیاست این دوتا خط یعنی خط و نشان کشیدن. این یعنی عضویتت محرز است هویتت را مشخص کن. یعنی بشیوه نا مبارک ضد کمونیستها متوسل شدن. این یعنی تهدید و طناب دار نوید بشارت را بگردن من انداختن. گویا در تاریخ 13 اوت کسی دیگر بنام سعید دوستدار حزب از آلمان چیز هایی نوشه. که من اصلا ازش خبر ندارم. من در جواب گفتم اگر شما رفاقت و شرافت سرتان میشود چرا در 13 اوت بمن خبر ندادید؟ آنرا در آب نمک گذاشتید که امروز پرونده ام را تکمیل کنید؟ دوما¨چرا اینها را بمن نسبت میدهید؟ چون میدانید که من مخالف نظرات لیدر هستم. تا جایی که لیدر خودرا کنترل نکرد و در پلنوم 26 اسم من را آورد که نظراتش را در مورد مسئله فلسطین نقد کردم.


من در جواب نامه بالا، چنین نوشتم.


(سلام رفیق اصغر عزیز!

من اصلا از این مسئله خبر ندارم. اتفاقا هم همین امروز به این مسئله مشکوک شدم دوباره و تصمیم داشتیم به شما اطلاع بدهم. قبلا هم ...به شما در این مورد اطلاع داده بودم و باز این نامه های جدید هم از آی پی ما استفاده میکند.
بهر رو من اسماعیل مولودی از هر گونه دخالتی در این مورد بی اطلاع هستم. چون در هر شرایطی حاضر نیستم چنین کاری بکنم چون احتیاجی به این روش زشت ندارم.
اسماعیل مولودی ، 26 اکتبر 2006)

گفتم برای هر توضیحی آماده ام. در 30 اکتبر با حمید تقوایی لیدر حزب و فاتح بهرامی و علی جوادی از دفتر سیاسی جلسه گرفتیم و من توضیحات خودرا بعرضشان رساندم. اعلام کردم که هر جا و هر مکانی حزب میخواهد من حاضرم جلسه بگذارم و توضیح دهم و اختلاف نظرات سیاسی ام را با شما روشن کنم. اما رهبری مسئله را پشت گوش انداخت و همچنان شایعات نادرست در مورد من در تشکیلات و بین هوادارن لیدر پخش میشد. این حرکت زشت رهبری تاثیر بر روابط من با رفقایم گذاشته. از آن تاریخ در پی تحقیق مدارک سرقت از کامپیوترم افتادم و در تاریخ 9 نوامبر جواب گرفتم که کدام آی پی ها من را هک کرده اند. اما برای تحقیق بیشتر احتیاج به زمان بیشتری است.

از رئیس هیئت دبیران دو نامه دریافت کردم، که گویا نتیجه تحقیقات کمیسیون تحقیق است. نامه ای با امضا رفقا علی جوادی و آذر ماجدی بتاریخ 12 نوامبر که اساسا با توجه به شناختی که از من دارند دال برائت من است. نامه ای به امضا رفیق حمید تقوایی بتاریخ 10 نوامبر هم بدستم رسید. من تصمیم گرفتم جلسه ای پالتلکی رو به بیرون بگذارم. رهبری نامه ای به امضا حمید تقوایی برای من نوشت و گفت شما حق ندارید بنام فردی از کمیته مرکزی رو به بیرون صحبت کنید.

متن نامه

رفیق اسماعیل عزیز
اعلام کرده اید که جلسات علنی در رابطه با پلنوم 26 برگزار خواهید کرد. در این رابطه توجه شما را
به دو نکته جلب میکنم.
1- اطلاعیه شما با امضای عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست کارگری منتشر شده و این شبهه را ایجاد میکند که از جانب کمیته مرکزی و یا حزب صحبت میکنید و یا در هر حال کمیته مرکزی یا رهبری حزب در جریان این اقدام قرار داشته است. در حالی که چنین نیست. این عمل شما یک اقدام شخصی است و لازمست همین را صریحا اعلام کنید.
2- لازمست به این نکته نیز توجه داشته باشید که دفتر سیاسی تصویب کرده است که در شرایط حاضر نوارهای پلنوم 26 را علنی نمیکند و همچنین علنی کردن مباحث و مذاکرات هر کمیته باید با توافق خود کمیته صورت بپذیرد. در مورد پلنومها نیز این بعهده کمیته مرکزی است که زمان و نحوه علنی کردن مباحث خود را تعیین کند و نه هرعضو آن. امیدوارم در مباحثی که در جلسات خود طرح میکنید این اصول و مصوبات حزبی نقض نشود.

با تشکر، حمید تقوائی
22 نوامبر 06
رونوشت: کمیته مرکزی و مشاورین

جواب نامه را فورا دادم و رفیق حمید را از نگرانی در آوردم.

رفیق حمید عزیز
با سلامهای رفیقانه
من قطعا فردی این کار را کردم بدلیل شائبه هایی که در مورد من پخش کرده اید. جلسه علنی ابتدایی ترین حق هر انسانی است که از خود دفاع کند. چون این امکان را بهم ندادید که در جمع رفقای حزبی صحبت کنم. من قطعا به این اشاره خواهم کرد که مثل اسماعیل مولودی با توجه به اتفاقاتی که من را بهش متهم کرده اند صحبت خواهم کرد.

قطعا مسائل و اسناد حزب محفوظ خواهد ماند و این جزو پرنسیبهای اولیه هر آدم سیاسی است. حزب من همین حزب است که دارم باهمه وجودم ازش دفاع میکنم.

قربانت
اسماعیل مولودی
22 11 2006

بعد از رد و بدل شدن نامه ها و بعد از اینکه متوجه شدند تصمیم من جدی است. جلسه دفتر سیاسی سه شنبه را به این مسئله اختصاص دادند که من هم شرکت کنم و توضیح دهم. در جلسه دفتر سیاسی که متن نوار صحبتهایم را دارم به رفقا گفتم چگونه کسی میتواند این درد سر را برای خود درست کند، که از آی پی خود نامه بنویسد ولی اسم خودرا ننویسد و با نام دیگری نامه پراکنی کند؟ یا باید مخش خراب شده باشد یا دنبال درد سر است؟ من اسماعیل مولودی هستم، با نظراتتان مخالفت کردم در روز روشن، احتیاجی ندارم اسم دیگری بر خود بگذارم. من قبل از پلنوم موضعم را در مورد نظرات شما اعلام کردم. همان وقت که نوشتم برایتان از مسئله حکمتیست دست بردارید روی مسائل و اختلاف بر سر فلسطین صحبت کنیم. در جلسه گفتم که از این شیوه زشت استفاده نکنید. (شما گفتید؛ عضویتت محرز است هویتت را مشخص کن). نامه شما میگوید، با اینکه به جلسه آمده ای، ما تصمیم خودرا از قبل گرفته ایم. این غیر رفیقانه و غیر کمونیستی است. کمونیسم کارگری و منصور حکمت همیشه قضاوتش دال بر برائت انسانها بود. چگونه شما بخود اجازه داده اید من را متهم کنید؟ و این دادگاه فرمایشی را که اسمش دفتر سیاسی است، برای من دایر کنید؟ در دادگاههای عادی آدمها وکیل میگیرند، هیئت منصفه هست و حداقل سه هفته قبل از دادگاه پرونده را برای متهم میفرستند تا بخواند و نظر بدهد. من به دادگاهی فراخوانده شدم که نمیدانم جرمم چیست؟ نمیدانم پرونده ام چیست؟ فورا دفتر سیاسی و لیدر تصمیم گرفتند همه اسناد را برای من بوسیله ایمیل بفرستند. همان جا پنج دقیقه وقت دادند، من بعد از دودقیقه گفتم حاضرم جواب دهم. و در جلسه، به روش استالینیستی و ضد کمونیستی دفتر سیاسی حمله کردم و بارها تکرار کردم که از شیوه ساواک استفاده نکنید؟! من در جلسه به سابقه سیاسی خود و خانواده ام اشاره کردم و گفتم من با شما اختلاف نظر دارم ( اسناد اختلاف من با دفتر سیاسی و لیدر در زیر خواهد آمد). من از پلنوم 25 با نقد قطعنامه کارگری نادرستی که نوشتید مخالفت خودرا رسما با خط شما اعلام کردم. من طرفدار رهبری جمعی در حزبم و قبل از پلنوم 26 هم برای رفیق حمید نوشتم که چه اختلافی با او سر مسئله فلسطین دارم. نوشته هایم در دست همه هست. من احتیاجی ندارم اسم مخفی برای خود داشته باشم. من اسماعیل مولودی فرزند توفیق و زلیخا هستم. بشهادت اکثر رهبران کومه له که در خانه پدر من رفت و آمد کرده اند. بهمین جرم خانواده ام را تبعید کردند و منزل پدرم و مادرم را به مقر سپاه پاسداران تبدیل کردند. توضیح دادم که من احتیاجی ندارم خودرا قایم کنم.
بعد از توضیحات من، پیشنهادات شروع شد. رفیقی گفت خوب حالا اگر تونیستی، بیا کمک کن نوید بشارت را بگیریم یا کشفش کنیم. البته این پیشنهاد تعداد دیگری هم بود.
من در جواب گفتم اولا باید جرم مرا ثابت کنید. ثانیا این شیوه ساواک بود که زندانی هارا راه می انداخت که رفقایشان را لو بدهند و این را میگفتند، کبوتر پر قیچی. من این نیستم و به حرکتتان تف میاندازم.
گفتند اگر میگی هک شده اید مارا در جریان بگذارید. گفتم حتما. هر وقت تحقیقات تمام شد و مطمئن شدم برای همه میفرستم.
لیدر پرسید؛ در مورد جلسه 26 نوامبر که گذاشتی؟ گفتم اگر شما وقت بمن بدهید من جلسه را لغو میکنم و با تشکیلات صحبت خواهم کرد. شما بیست روز است من را معطل کردید. حال که فهمیدی جلسه رو به بیرون میگذارم هول شدید. جواب داد اگر بخواهید برایت جلسه میگذارم؟ من جلسه را لغو کردم و روز 26 با همه رفقا که حدودا 93 نفر دراطاق بودند صحبت کردم. نوار همه صحبتهارا دارم. از سابقه اختلافات سیاسیم با رهبری صحبت کردم از تاریخ خود در حزب صحبت کردم و گفتم اصل "عضویتت محرز است هویتت را مشخص کن" غلط ضد دمکراسی مآبانه است.

در همه جلسات بعضی از رفقایی دفتر سیاسی به شیوه غلط محاکمه من اعتراض کردند. آنها اگر تعدادشان کم بود ولی بر اصول کمونیستی دست گذاشتند و گفتند چون مدارک ناکافی است پس باید از رفیق اسماعیل اعاده حیثیت شود. من به این اعتراض کردم و گفتم اگر ثابت کردید که من جرمی مرتکب شده ام و اگر ثابت شد من این کار را کرده ام. من برای خود وکیل میگیرم و اگر برائت گرفتم آنوقت صحبت اعاده حیثت به میان می آید و من شما را بدادگاه میکشم.

گفتم از شیوه های کثیف پلیسی دست بردارید. من نوید بشارت نیستم. من با شما اختلاف سیاسی دارم مسئله را لوث نکنید.
بعد از جلسه من با کادرها وکمیته مرکزی. لیدر بخط شد و دنبال امضا جمع کردن افتاد. رفیق حمید تقوایی برایم نوشت.

رفیق اسماعیل مولودی عزیز
شما در جلسه 26 نوامبر با کادرهای حزب از پرونده سازی و پاپوش دوزی علیه خودتان صحبت کردید. اینها اتهامات سنگینی است. لازمست روشن کنید که اولا چه مرجع حزبی چنین اقدامی کرده است و ثانیا چه دلیل و مدرکی برای این ادعا دارید.
با احترام حمید تقوائی
27 نوامبر 06 ، رونوشت: دفتر سیاسی، کادرهای حزب

من در جواب نوشتم.

رفیق حمید تقوایی عزیز!
رونوشت دفتر سیاسی ، ک م
کادرهای حزب

با درودهای فراوان
حزب در آستانه پانزدهمین سالش است، بنفع حزب نیست دنبال این مسائل رفت. من حاضر نیستم در این زمین بروم و بجان هم بیافتیم. مسئله من پاپوش دوزى و پرونده سازى نيست. مسئله من حزب است و اصولش و اهداف بزرگش که همه ما را دور خودش متحد کرده است. من با اينکه در اين ماجرا بسيار لطمه خورده ام اما حزب برايم مهمتر است.

با تقدیم شایسته ترین احترامات
اسماعیل مولودی
27 نوامبر 2006


اما اصل ماجرا. زشت ترین کار، اتفاق ضد تشکیلاتی بود که در پلنوم 26 رخ داد. راه انداختن فضای رعب ووحشت، ترور شخصیت و دو رویی. بنابراین از نظر من و جنبش کمونیستی رهبری که به این شیوه ها متوسل میشود نه ربطی به جنبش کمونیستی دارد، نه ربطی به کارگر دارد و نه ربطی به منصور حکمت. بخشی از رهبری این حزب میخواهد با راه انداختن جو ترور شخصیت و وحشت مخالفین داخلی خودرا سرکوب کند. این یک شیوه شناخته شده استالینیستی است که متاسفانه بخشی از رهبری حزب دارد به پیش می برد. در جلسه با دفتر سیاسی یکی از رفقای دفتر سیاسی میگفت کنترل کردن آی پی خیلی ساده است. یکی از رفقای دیگر گفت من هر میلی برایم میآید قبل از اینکه بخوانم به آی پی اش نگاه میکنم.
گفتم؛ رفقا این یعنی جو پلیسی راه انداختن. یعنی فضا را آلوده کردن و یعنی توهین به حرمت خودتان.

از نظر من پلنوم 26 در ادامه توطئه های پلنوم 25 بود که قطعنامه کارگری اش رد شد و دیگر سر بلند نکرد. در پلنوم 25 من و رفقایی دیگر در موردش صحبت کردیم و ردش کردیم و دیگر رفری و صاحبان قطعنامه جرئت نکردید ازش اسم ببرید. قطعنامه اوضاع سیاسی ایران رد شد و دیگر اثری ازش پیدا نشد. مسئول دفتر سیاسی با یک رای عوض شد و بنیاد کودتا علیه منصور حکمت شکل گرفت. پلنوم 26 تاتر نبود بلکه صحنه کثیف طرح کودتا علیه منصور حکمت بود. ولی چون فضا را مناسب ندیدید جرئت نکردید. دوست دارم یک صحنه از پلنوم را بیادتان بیاورم. وقتی رفیق ب س قطعنامه اش را میخواند از حرص از سالن بیرون رفتم، لیدر بیرون بود. گفت چرا آمدی بیرون برو تو رای بده. پرسیدم این چکاری است که میکنید؟ ما در کنگره 5 شمارا انتخاب کردیم، حالا چه لزومی دارد با قطعنامه تایید بشوید. بخودت اطمینان ندارید؟ مثل اینکه از خواب پرید و گفت برو رفیق ا ک را صدا کن. گفتم من نمیرم خودت چرا نمیری؟ کسی دیگر فرستاد و دستور داد قطعنامه هارا جمع کنند. رفیق ب س وقتی در مورد پس گرفتن قطعنامه اش صحبت کرد طوری زد تو سر قطعنامه دیکته شده اش که انگار پلیس آنرا نوشته. یکی دیگر از قطعنامه هایی پس گرفته شده قطعنامه برداشتن عکس منصور حکمت را از روی سایتها بود.

مسئله نبودن اتوریته سیاسی در بالای حزب بر همگان آشکار بوده و هست. خود لیدر در یک صحبت کوتاه با من در پلنوم 25 به آن اذعان کرد که در بالای حزب اتوریته سیاسی وجود ندارد. اما بعد از شکست قطعنامه ها یشان در پلنوم 25 خودرا سازمان دادند تا در پلنوم 26 با طرح دو قطعنامه تکلیف مخالفین را روشن کنند. سومین و مزخرفترین قطعنامه دیگر آن بود که آورده بودند بگویند، نوشته های لیدر، در افزوده ای است به مارکس.

وای به حال رهبری که نتواند با تئوری مارکس انقلاب کند و بخواهد با در افزوده ها خود را مشغول کند. این یعنی شرم. البته من بعدا در مورد سیر رو به قهقرا رفتن سنت منصور حکمت در حزب، خواهم نوشت.

بنا براین و باتوجه به این توطئه ها؛ دیگر این حزب جای من نیست. بهمین خاطر بنا به دفاع از حرمت سیاسی خط منصور حکمت از حزبی که در دست کودتاچیان پلنوم 26 استعفا میدهم. از و سیاستهای نادرستی که بوسیله بخشی از رهبری به حزب تحمیل شده است، فاصله میگیرم. همین جا با اعلام محفل منصور حکمت از منصور حکمت دفاع میکنم. بعنوان یک هوادار منصور حکمت در جهت اهداف انسانی اش به کار خود ادامه خواهم داد. البته من در آینده ای نزدیک جلسه پالتالکی میگذارم و دوست دارم لیدر حزب در آن شرکت کند. و به سئوالات من جواب دهند، یا تصویر خودرا از ماجرا ارائه دهد.

زنده باد منصور حکمت
زنده با کمونیسم کارگری
اسماعیل مولودی
29 نوامبر 2006

ضمیمه؛ چند تا از نامه ها

به رفقای دفتر سياسی
موضوع: جلسه روز سه شنبه 15 اوت

وجودنظرات مخالف در هر حزبی امری عادی و گاها رو به جلو بردن حزب است. اختلاف بايد تبديل شود به رشد تئوريکي، سياسی و پراتيکی در حزب. در حزبی که اختلاف نظر نباشد رشد هم نيست. من شخصا فکر نميکنم که اختلافات کنونی و بحث کردن وعلنی کردن آن مشکلی برای روتينهای حزبی بوجود آورد. چون حزب هم اينقدر ها خام نيست. ولی بايد فضايی بوجود اورد که بحث و اختلافات نظر سياسي نشود کابوس جدايی و فحش دادن بهم. اينکار مسئوليتش بر عهده تک تک ماست.
آنچکه واضح بود در بحث ديشب دفتر سياسي(15 اوت) درست کردن فضای تشنج بود. من موافق بحث علی هستم که قرار بود بحث حکمتيسم به يک بحث درون حزبی تبديل نشود. حتی بحث شد که حزب، حزب مکتبی و ايسم بازي نيست. همچنين در کنگره منصور حکمت تاکيد بر اين شد بحث در سمينار ها و انجمن مارکس دنبال شود. اما اکنون اين بحث به بحث دفتر سياسی دارد تبديل ميگردد. سمينار جانبی که دفتر سياسی ميخواهد بگذارد بر فضای پلنوم تاثير ميگذارد و اين جايز نيست. رفيق حميد يا هر رفيق ديگر ميتواند در اين مورد بحث کند ولی نه در جوار پلنوم. اگر کسی يا کسانی ميخواهند که اين مسئله در حزب مطرح شود بايد از دفتر سياسی بخواهد مسئله را به رای بگذارد. همه رفقا در اين حزب بايد به اندازه هم در مطرح کردن نظرات خود حق داشته باشند.تا حال اينجور بوده واميدوارم از اين به بعد هم پيشبرود. بحث حکمتيسم يک بحث مربوط به فعاليتهای روتين حزب نيست، لاجرم لازم نيست به امر دفتر سياسی تبديل شود. من فکر ميکنم اختلاف نظر جای ديگريست. مثلا درنحوه برخورد به جنگ لبنان از اطلاعيه حزب گرفته تا نظرات ديگر رفقا. ميتوان همين را رشد داد وشکافت حال به نتيجه واحدی ميرسيم يا نه بحثی ديگر است.
در آخر اعتراض دارم به نحوه اداره جلسه. رفيق فاتح بايد جلسه را کنترل ميکرد و اگر کسی توهين يا پيشداورانه در مورد ديگران صحبت ميکرد صحبتشان را قطع ميکرد. رفيق فاتح بايد مصوبه جلسه را پيش ميبرد. عملا بخش زيادسه ساعت ما تبديل شد به جواب دادن های نادرست رفقا بهمديگر

موفق باشيد

اسماعيل مولودی
16 اوت 2006.

به رفقای دفتر سیاسی

موضوع قطعنامه حزب در باره فلسطین که روی سایت روزنه گذاشته شده

با درودهای رفیقانه و آرزوی پیروزی برایتان، خسته نباشید.

سئوالی دارم امیدوارم جواب بگیرم. در قطعنامه دفتر سیاسی حزب درباره مسئله فلسطین روی سایت روزنه مقدمه ای نوشته شده است.
اولا بدون امضاست، یعنی معلوم نیست چه کسی یا کسانی مقدمه براین قطعنامه نوشته اند؟
ثانیا توضیحی نیست چرا این مقدمه؟ و شرایط جدیدی که بهش اشاره میشود چیست؟

آیا در دفتر سیاسی این تصمیم گرفته شده ؟


دستتان را بگرمی میفشارم

اسماعیل مولودی
31 اوت 2006


رفیق اسماعیل عزیز


در مورد مساله توضیح بر قطعنامه فلسطین در آخرین جلسه دفتر سیاسی بحث شد و فکر کنم شما هم در جلسه حضور داشتید. به نظر میرسد بحثها برای شما کافی نبوده و سئوالاتتان پاسخ نگرفته است. گرچه طرف خطاب نامه شما دفتر سیاسی است اما من از این فرصت استفاده میکنم و نظر خودم را در مورد این مساله توضیح میدهم. امیدوارم سئوالاتتان پاسخ بگیرد.

1- توضیح نوشته شده بر قطعنامه در متن سربرگ دار با آرم حزب آمده است و روشن است که موضع حزب است. در چنین متنی امضای مجزای حزب پای یک عبارت دوخطی کاملا غیر ضروری و مضحک میبود. این توضیح با تایید من نوشته شده و این اولین بار نیست که من از جانب حزب حرف میزنم. این جزو وظایف من است.

2- دفتر سیاسی تنها در مواردی باید دخالت کند که موضع جدیدی از طرف من و یا هیات رهبری حزب ( که مسئولیت این هم با من است) اعلام شده باشد. من فکر نمیکنم اعلام اینکه یک قطعنامه حزبی علیرغم تغییر شرایط بقوت خود باقی است حاوی هیچ نکته جدیدی باشد. در هر حال ارگان تشخیص اینکه موضعی جدید هست و یا خیر نیز خود دفتر سیاسی است.

3- می پرسید "شرایط جدید که بهش اشاره میشود چیست". در توضیح بر قطعنامه حرفی از شرایط جدید به میان نیامده. توضیح اینست:
" قطعنامه زیر چهار سال قبل در تاریخ ژوئن ٢٠٠٢ به تصویب دفتر سیاسی وقت حزب کمونیست کارگری رسیده است. گرچه فاکتورهای سیاسی در خاور میانه و در سطح جهانی تغییر کرده است،اما این قطعنامه همچنان موضع حزب کمونیست کارگری در قبال مساله فلسطین را بیان میکند. "
آیا کسی هست که معتقد باشد فاکتورهای سیاسی در خاورمیانه و دنیا از زمان تصویب قطعنامه تا کنون تغییری نکرده است؟
4- در جلسه دفتر سیاسی در مورد سنت و علیرغم سنتها بودن این اقدام و غیره هم صحبت شد. به نظر من این خط استدلال درستی برای ارزیابی موضعگیری رهبری حزب و اثبات ضرورت دخالت دفتر سیاسی نیست. اولا بر خلاف سیاستها و اسناد مدون حزبی که روشن و قابل رجوع هستند، سنت و اینکه چه چیزی سنت هست و یا نیست خود امری باز و ناروشن و قابل بحث است. و ثانیا سنت بودن و یا نبودن در خود چیزی را اثبات نمیکند. په بسا سنتهائی که غلط اند و باید شکسته شوند و چه بسا امور بدیع و بیسابقه ای که باید به سنت تبدیل شوند. بنا بر این سنت نمیتواند معیار کار دفتر سیاسی باشد. معیار دخالت دفتر سیاسی همانطور که گفتم جدید بودن سیاستها و موضعگیریهاست و در مورد مساله مود بحث هم همین نکته باید نشان داده شود.
موفق و پیروز باشد
حمید تقوائی
7 سپتامبر 2006
رونوشت: دفتر سیاسی


سلام حمید عزیز

اولا من بتاریخ 31 اوت نامه را نوشتم و مثل اینکه رفیق مینا یادش رفته بود. وقتی در جلسه پرسیدم گفت همین حالا بفرست و برایتان دوباره میل کردم.
اما اصل موضوع
من مخالف نوشتن حاشیه یا مقدمه بر یک سند معتبر حزبی هستم، که گویا مورد توافق است. چون هر گونه توضیح و حاشیه نویسی سوال بردار میشود و روی اصل مطلب سایه میاندازد. حال بهر عنوانی ویا نیتی باشد. سند معتبر تشکیلاتی درست است بقول شما آیه قرآن نیست ولی نمیتوان آنرا بدلخواه عوض کرد یا حاشیه نویسی برآن نوشت.
مسئله اختیار و یا جبر هم نیست. متاسفانه چون ما مقرارات مدون نداریم. نمیتوان تشخیص داد که هر کس در جای خود چقدر اختیار دارد. مثلا روشن نیست که در صورت بروز مسائل اضطراری چه کسی حرف آخر را میزند. بهر رو مسئله اینجا است در وجود یک قطعنامه معتبر و نظر رسمی تشکیلات چه لزومی دارد مقدمه یا توضیح نوشته شود؟ این نوشته یا مقدمه میخواهد به چه چیزی جواب دهد؟. اما وقتی که قطعنامه ها و نظرات را میبینید مشکل بتوان گفت که قطعنامه در باره مسئله فلسطین 2002 بدون کم و کاست مورد توافق است.

نکته دیگر حداقل تا آنجا که در سنت حزبی است هر کس هر مقدمه یا حاشیه بر یک سند بنویسد باید امضا خودرا بگذارد. والا میطلبد که همه دفتر سیاسی در مورد نوشته نظر بدهند تا معلوم شود بهر حال این قطعنامه با توضیحش از طرف حزب و دفتر سیاسی است. این فرق میکند که کسی بعنوان مسئول یا دبیر در مورد نکته ای نظر بدهد ویا مسائل عمومی حزب را نمایندگی کند. در هر مقامی بالاخره باید ضوابط و مقراراتی را رعایت کرد.
سنت شکنی یک چیز است و میشود پیشنهاد داد و لی نمیشود هر دفعه بنام سنت شکنی اسناد معتبر تشکیلات را زیر سوال برد یا سایه روشن رویش انداخت.

بهر حال من فکر میکنم مقدمه یا حاشیه نویسی بر قطعنامه مورد توافق جایز نیست.

قربانت
اسماعیل مولودی
11 سپتامر 2006


صفحه نخست | آرشیو | سایتهای دیگر | درباره من | تماس
E mail : Info@moloudi.se