خانه چاپ مطلب تماس Back بازگشت
سخنی با خانم شیرین عبادی!
24 سپتامبر 2006
اسماعیل مولودی

روز 23 سپتامبر 2006 ( اول مهر 1385) در گوتنبرگ سوئد نمایشگاه کتاب برقرار بود. در این روز خانم شیرین عبادی سخنرانی داشت. اورا بخاطر اینکه کتابی از زندگی خود نوشته و همچنین جایزه نول بهش دادند دعوت کرده بودند. من از طرف سازمان آزادی زن ماموریت گرفتم که در جلسه ایشان شرکت کنم. اولا در جلسه اجازه ندادند کسی سوال کند یا حرف بزند. از گردانندگان جسله در ابتدا جویا شدم گفتند وقت سوال و جواب نداریم و ما فقط در مورد وضعیت زندگی شیرین عبادی صحبت خواهیم کرد. بهررو سوالات از خانم عبادی شروع شد و او هم به نکاتی اشاره کرد. طبعا در چنین شرایطی هر کس بر نکات مثبت کارهایش اشاره میکند.
در پایان من روی سن رفتم و باهاش در مورد کمپین کبرا رحمانپور و نقش سازمان آزادی زن در کمچین کبرا رحمانپور صحبت کردم.

نا گفته نماند که خانم عبادی بعنوان یک دوم خردادی شکست خورده از مبارزات مردم و ملی مذهبی در رابطه با مسئله حقوقی کارهایی کرده. من میخواهم به یک نکته از صحبتهایش برخورد کنم و بگویم چرا؟

آنجا که گرداننده برنامه ازش پرسید آیا نمیترسید که در ایران هستید؟ چرا از ایران بیرون نمیآیید؟

خانم عبادی گفت من مسلمانم و ایرانی هستم باید در ایران باشم، در ادامه گفت من کسی را سرزنش نمیکنم که از ایران بیرون آمده اند این انتخاب هر کس است.

اینجا میخواهم به دو کلمه سرزنش و انتخاب اشاره کنم.
ببینید خانم عبادی در وضعیت و شرایطی جایزه نوبل را بهش دادند که دولتهای غربی دنبال یک حریف نرمتر از حکومت جمهوری اسلامی میگشتند. یعنی گاو بندی سیاسی کشورهای غربی و آمریکا برای شیره مالیدن سر خود و مخاطبین ملی مذهبیشان به این نتیجه رسیدند که به شیرین عبادی جایزه نوبل بدهند.
چرا؟
اولاا مخالف اسلام نیست و نظام جمهوری اسلامی را برسمیت میشناسد.
ثانیا در طیف دوم خردادی ها و ملی مذهبی ها حداقل خوش نام است و یک سری کارهای عام المنفعه و دفاع از حقوق بشر را در دستور دارد(البته ایشان اشاره کردند که حقوق بشر را میخواهد با اسلام تداعی کند)
ثالثا اینکه زن هست و ساز دوم خردادی را میزند واین مزید برعلت شد.
بهر رو ما این مباحثات را در دوران خودش که لازم بود کردیم و همه از جمله خانم عبادی هم در جریان هستند.

اما اصل موضوع:

خانم عبادی کسانی که در خارج ایران هستند به انتخاب خود این کار را نکرده اند. شما انتخاب کردید با جمهوری اسلامی بمانید. خمینی را رهبر خود بدانید. قوانین اسلام را قبول دارید. حتما روز خواری هم نمیکنید. در سرکار آوردن جمهوری اسلامی ذینفع بودید تا جایی که دوست داشتی جایزه نوبل را به سید خاتمی بدهند. پس این فاکتورها نشان میدهد تنها این نیست که انتخاب کردید بلکه گروه خونت هم با گروه خون جمهوری اسلامی میخواند. نکته اینجاست

محض اطلاع شما کسانی که در خارج ایران هستند باید شما و امثال شمارا سرزنش کنند که چرا آب به آسیاب اسلام سیاسی میریزید و بهش نیرو میدهید. اگر قرار باشد کسانی سرزنش شوند آنهایی هستند که به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه اعتقاد دارند. نگنشان باشد که میدانند جمهوری اسلامی چه سیستم غیر انسانی و ضد بشری است. اما با این حال شما و همفکران شما میگویند انتخاب کردیم. بنظرم درست میگویید. انتخاب کردی که بر آپارتاید جنسی در ایران مهر تایید بزنید.انتخاب کردید شاهد سنگسار باشید، اعدام باجرثقیل و در بغل گوشتان خاوران ایجاد شود> از همه مهمتر خودت هم میدانید وضعیت زنان در ایران جهنمی است که جمهوری اسلامی برایشان ساخته. البته گاه گاهی هم نق حقوق زنان را میزنید و برای اصلاحات نوع اسلامی هم تلاش میکنید. موقعیتی که شما و امثال شما( ملی مذهبی هایی مثل گنجی، دوم خردادی که از مبارزات مردم شکست خورد و حال سرش را توی لاکش فرو برده) برای جمهوری اسلامی بوجود آورده اید خود مانعی هستید در مقابل روند رو برشد رادیکال مبارزه برابری طلبانه در ایران.

چرا؟ چون روشنفکرانی امثال شما و رهبرانی مثل خاتمی، گنجی، حجاریان و احمدی نژاد ارزش مصرف کارتان نجات دادن اسلام سیاسی از زیر فشار مبارزه رادیکال مردم است، برای جمهوری اسلامی بعنوان یک سیستم فکری و یک نظام حکومتی اعتبار هویتی میخرید و تلاش میکنید اصلاحش کنید. همین کار شما مانع جدی در مقابل مبارزه مردم است. خانم عبادی خودت شاهدی که مردم ایران برای نابودی جمهوری اسلامی و اسلام سیاسی روز شماری میکنند.

کسانی که به این دستگاه جنایت مهر تایید میزندد باید گفت شرمتان باد.
انتخاب
کسانی که از ایران جمهوری اسلامی بهر عنوانی فرار کردند، نه محکمی به سیستم حکومتی قرون وسطایی و آپارتاید جنسی در ایران گفته اند. این آدمها مثل شما انتخاب نکردند در خارج باشند، بلکه برای نجات جان خود و فرزندانشان مجبور به مهاجرت شده اند. حال کسی بخاطر فعالیت سیاسی یکی از فرط فقر مفرطی که جمهوری اسلامی بانی اش است و دیگری برای اینکه آزادی های فردی و اجتماعیش زیر پا گذاشته شده. بنابراین اگر قرار باشد در مورد سرزنش صحبت شود این شما هستید که میخواهید تحت نام اینکه شما با اسلام فدامن تل مخالفی جمهوری اسلامی و سیستم اسلامی را حفظ کنید. نکته فقط یک کلمه ویا یک سهو نیست بلکه این روش موذیانه دوم خردادی است که میخواهد حرمت و آزادی های فردی و اجتماعی انسانهارا قربانی سیستم قرون وسطی و ماشین جنایت جمهوری اسلامی کند.
شما خودتان وکیل هستید و حتما میدانید نصف جامعه ایران که زن است در اسلام بعنوان جنس درجه دوم جا دارد. نصف مرد ارث میبرد و حتی دوتا کارشناس زن مثل شما در مقابل یک مرد سواد و دانشش اعتبار دارد. این یعنی آپارتاید جنسی و شما دارید با اسلامتان بدان مهر تایید میزنید.

امیدوارم در نامه های آینده این بحث را باهات ادامه دهم.

2 مهر 1385

صفحه نخست | آرشیو | سایتهای دیگر | درباره من | تماس
E mail : Info@moloudi.se